سلام سلام ،
حالتون چطوره؟ خوبید؟ چه خبر؟ دیگه چه خبر ؟؟؟....
نمی دونم این دفعه کدوم خاطره رو بنویسم؟! یه عالمه خاطره ی تلخ و شیرین داریم که هر وقت یادشون میفتم کلی می خندم ...... چه روزایی بود
حالا به نظر شما کدوم رو بنویسم بهتره؟ اون روز که زدیم با توپ والیبال مهتابی کلاسو شکستیم ...
یا اون روز که همراه بچه های اون یکی کلاس از مدرسه زدیم بیرون وباهاشون رفتیم موزه *
( جا داره اینجا یه توضیح بدم : بچه های رشته ی انسانی رو واسه درس تاریخ داشتن میبردن موزه ی ایران باستان ، ما هم دیدیم معلممون نیومده نیومده قاطیشون شدیم و ما هم باشون رفتیم... البته به سختی رفتیم چون اونجا هم همش باید قایم میشدیم که معلمشون ما رو نبینه )
یه سری هم در حال تقلب کردن بودیم معلم اومد بالا سرمون و زد پشت سبا....
سبا هم ترسید و گفت : خانم به خدا تقلب نکردیم ... بعد هم معلم گفت : چی میگی؟ میخواستم ببینم این چیه پشت مقنعه ات نوشته !!! میدونید چی نوشته بود؟ حدس بزنید
چون نمی خوام این پست زیار طولانی شه خودم میگم ...اول سال با لاک غلط گیر پشت مقنعش نوشتم سبا فضول ..:دی
بیچاره سبا 600 بار مقنعشو شست ولی پاک نشد
خلاصه اینجوری دیگه .... الکی الکی خودشو لــــــــو داد :دی
آهان ، یه سری هم امتحان هندسه داشتیم سبا نتونسته بود بخونه ... ما هم اومدیم دست راست سبا رو با باند بستیم و سبا به معلممون گفت که تاندون دستش کشیده شده نمیتونه بنویسه:دی قرار شد سبا بعدا امتحان بده
یه روز هم یکی از دوستامون به نام سارا – ن نتونسته بود درس بخونه ... املا داشتیم
من 2 تا برگه برداشتم و هر کلمه ای که معلمه میگفت تو هر دوتاش مینوشتم ...آخر هم سارا اون برگه رو داد و نمره ی کامل گرفت...
مثلا میخواستم طولانی نشه .... خب چب کار کنم کلی خاطره داریم
کم کم مدرسه ها داره باز میشه چیزی نمونده .... 4 ، 5 روز

ما ( فرناز و سبا ) امسال میریم سوم دبیرستان ، نتیجه میگیریم که امسال امتحان نهایی داریم و نمرش تو کنکور تاثیر داره واسه همینم باید ( بلانسبت شما ها ) خر بزنیم .
یه برنامه هایی هم داریم واسه اینکه درست حسابی درس بخونیم ... امیدوارم بتونیم عملیش کنیم
( عملیش کنیم یعنی اجراش کنیم نه اینکه معتادش کنیم :دی )
از همین جا هم میخوام ازتون تشکر کنم و بگم که ما همتون رو دوست داریم و همیشه به یادتونیم.
راستی اون کسی هم که بهتون گفتم تو تنظیم پست ها کمکمون میکنه ( هیچ کدومتون هم درست حدس نزدین) کسی نیست جز .... همون داش بهااار سابق ...:دی همون که رفت ( ما که آخر نفهمیدیم رفت یا نرفت )
بهااار خانوم شیرینی گواهینامه ندادی یادت باشه ( ساندیس دادی ، قبول نیست )
میخوام بگم که ما داریم میریم ولی نه واسه همیشه ، شاید یه روز باز بیایم ، شاید اگه امسال یه خاطره قشنگ داشتیم اگه وقت شد اینجا رو آپ کنیم ، شاید هم دیگه هیچ وقت نیایم اینجا ....ولی خب مطمئناً اگه برنگردیم هم هیچ کدومتون رو هیچ وقت فراموش نمیکنیم
*دوستت دارم ، نه تنها به خاطر آنچه هستی ، بلکه برای آنچه که هستم هنگامیکه با تو ام *
با آرزوی بهترینها
دوستدار همه ی شما ......................... فرناز & سبـا
بای بای

